متن کامل فرمایشات معاون اول محترم قوه قضائیه در همایش مرکز

بسم الله الرحمن الرحیم
 الحمد لله رب العالمین، الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا محمد(ص)، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ ، تشکر میکنم از همه حضار گرامی از خواهران و برادران محترم، از همه میهمانان گرامی، و تشکر ویژه دارم از ریاست محترم مرکز مشاوران، وکلا و کارشناسان و همکارانشان که این نشست را برگزار کردند، امیدوار هستیم که انشاالله این نشست و برخاست ها در جهت تحقق عدالت و در جهت منافع مردم و تقویت ارزش های اسلامی مفید واقع شود، انشالله.
 
امروز روز چهارشنبه است، فراز کوتاهی از دعای روز چهارشنبه هم برای تبرک عرض می¬کنم، اللَّهُمَّ اقْضِ لِي فِي الْأَرْبَعَاءِ أَرْبَعا، پروردگارا در این روز چهارشنبه، چهار چیز را عنایت بفرما، اجْعَلْ قُوَّتِي فِي طَاعَتِكَ وَ نَشَاطِي فِي عِبَادَتِكَ وَ رَغْبَتِي فِي ثَوَابِكَ وَ زُهْدِي فِيمَا يُوجِبُ لِي أَلِيمَ عِقَابِكَ إِنَّكَ لَطِيفٌ لِمَا تَشَاءُ؛ خدا را سپاسگزارم، که توفیق یافتم در محضر شما حقوقدانان ، کارشناسان، فرهیختگان و خادمین به عدالت دقایقی را مصدع باشم. همه می¬دانیم که یکی از اهداف مهم همه پیامبران و بلکه همه مصلحان جهان در طول تاریخ، تحقق عدالت بوده و یکی از مسائل مهم جامعه بشری تحقق عدالت است و باز این را هم می¬دانیم که امر قضا نقش حائز اهمیتی در تحقق عدالت دارد ، چون خیلی از برنامه عقب هستیم، ناچار خیلی فهرست وار مطالبی را تقدیم میکنم، امر قضا در تحقق عدالت نقش ویژه ای دارد، قضا به حق که مورد عنایت دین اسلام است دو رکن اساسی دارد : یک - قانون خوب و قوانین مناسب ؛ دو - قاضی خوب. 
در آیات قرآن ملاحظه می¬کنید که چه مقدار  به حکم در مبنای حق و به ما انزل الله  و عدم پیروی از هوای نفس در قضاوت تاکید شده به گونه ای که در آیات شریف آمده است، وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ در آیه دیگری آمده است وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ، و باز این را هم میدانیم که در امر قضا به حق نقش وکیل و نقش کارشناس در امور قضایی و پرونده های قضایی  یک نقش بی بدیل است،  یعنی اگر وکیل و کارشناس نباشد ، در مواردی قاضی نمی¬تواند قضا به حق داشته باشد و باز این را هم همه می¬دانیم که افعال و اعمالی که ما انجام می¬دهیم بعضاً فقط دارای اثر فردی است، عملی انجام می¬دهم اثری دارد یا مثبت یا منفی، اثر آن فعل به خود فاعل بر می¬گردد، بنده عمل خوبی انجام می¬دهم اثر خوبش به خودم بر می¬گردد ، عمل بدی انجام می¬دهم  اثرش فقط به خودم بر می¬گردد اما پاره ای از افعال و اعمال اینگونه نیست، آثار گوناگونی دارد، آثار فردی و اجتماعی دارد بعضاً آثار سیاسی دارد، و سایر آثار، عمل قاضی، عمل وکیل، عمل کارشناس، جزء اعمالی است که دارای آثار گوناگون است.
 
یک وکیل وقتی تلاش می¬کند، جد و جهد می¬کند، تا حقیقت را کشف کند، و حق را به ذی حق برساند، وقتی به نتیجه رسید، اولین اثرش را در وجود خودش احساس می¬کند، احساس سرور و نشاط می¬کند که توانست با عملش، حقیقتی را کشف کند، مجهولی را معلوم نماید،  حقی را به ذی حق برساند،  این اولین اثر روانی برای خودش است،  دومین اثرش برای فرد مقابل است، برای فرد ذی حق است، که ذی حق گاهی اوقات به دلیل پیچیدگی قضیه، به دلیل مجموعه موانع سر راه خودش  احساس می¬کند چه بسا  نتواند با مراجعه به قاضی و محکمه، به حق خودش برسد،  وقتی استمداد می-جوید، از یک وکیل، و یک وکیل متدیّن و وظیفه شناس و کاردان  و زیرک  و باهوش و با احساس مسئولیت به کمک او می¬آید، از مرحله ابتدا تا انتها که به نتیجه برسد (که متاسفانه گاهی اوقات هم در این شرایطی که ما داریم ، زمان هم می¬برد، دو ماه، سه ماه، شش ماه،  یک سال) اولین اثرش در طرف مقابل این است که او امیدوار می¬شود و احساس آرامش می¬کند و وقتی به خصوص به نتیجه رسید، آن حلاوت و شیرینی رسیدن به حقش یک طرف،  رضایت مندی اش، از آن وکیل و از آن کارشناسی که به حق به کمک او آمده و او در این مسیر که فکر می¬کرد دشوار و دارای صعوبت است یک احساس خوش بینی هم به طرف مقابل می¬دهد، اینجا کار تمام نمی¬شود، کار وکیل، کار قاضی¬ به این دو اثر پایان نمی¬یابد، اگر قاضی و وکیل به درستی انجام وظیفه کنند سبب امنیت در کشور می¬شوند، سبب اعتماد در بین مردم می¬شوند، سبب می¬شوند که مردم به آینده امیدوارتر فکر کنند، وقتی که یک قضاوت به حق یا یک وکالت به حق انجام گرفت مظلومان و ستم دیدگان بخصوص ناتوانان از نگاه قانون یا از نگاه مالی، اعتمادشان، امیدواریشان، اطمینانشان، بیشتر و بیشتر می¬شود و ظالمین و متجاوزین، کلاهبرداران، متعدیان به حقوق مردم، به مخاطره می¬افتند و احساس می¬کنند که اگر سر یک فردی که احیاناً آشنایی به قانون ندارد و غفلت دارد توانستند کلاه بگذارند، یک وکیل مبرّز فردا به کمک اومی¬آید و حق او را استیفا می¬کند. اگر یک مظلومی، به دست ظالمی به ناحق مورد ظلم و ستم قرار گرفت، امیدوار است، امید به آینده دارد، اطمینان دارد که این مظلوم به محض اینکه از چنگال آن ظالم رهایی پیدا کرد، به مرکز امور وکلا، مرکز کارشناسان، به کانون وکلا، به وکیل مراجعه می¬کند، می¬تواند احقاق حق کند با کمک او و آثار گوناگونی که در فعل یک قاضی و یک وکیل مترتب است، بنابراین، ما قدر و ارزش کار خودمان را بدانیم که چه نقشی در تحقق عدالت داریم، چه نقشی در ایجاد امنیت در کشور داریم، چه نقشی در بالا بردن اعتماد مردم داریم، اگر مردم امیدوار شوند نسبت به نظامشان، نسبت به مسئولینشان، نسبت به حکومتشان، یک نگاه دیگری پیدا خواهند کرد، اگر خدایی نکرده، احساس ناامنی کند، احساس کند کسی به فکر او نیست، احساس کند کسی نمی¬تواند به او کمک کند، چه خواهد شد، و همه مستحضرید که از قاضی یا وکیل که به دو بال فرشته عدالت، تعبیر کرده اند، اگر این دو خدایی ناکرده، بر خلاف حق، بر خلاف انصاف، بر خلاف مسئولیت و بر خلاف آن سوگندی که امروز در محضر همه شما و در محضر خداوند، یاد کردند، عمل کنند، به همین میزان اثر معکوس دارد، اگر خدایی ناکرده قاضی یا وکیل به خطا رفت، جامعه وکلا را، جامعه قضات را مخدوش ¬می¬کند، اعتماد مردم را به دو جامعه شریف، به دو جامعه نخبه، به دو جامعه حقوقدان، به دو جامعه که باید، صادق ترین، امانت دارترین، و مورد اعتماد ترین افراد باشند، خدشه وارد می¬کند،  و یأس و تزلزل در مردم ایجاد می¬کند، به جای آن آرامش، یک نگرانی مضاعف در پی دارد. با خود میگوید من به هر دلیلی،  نخواستم یا نتوانستم، وکیل بگیرم،  طرف مقابلم وکیل دارد، اگر آن اعتماد اول نباشد، از همانجا، اولین آثارش برای آن طرف مقابل ایجاد می¬شود، او مرتب در حال اضطراب و نگرانیست که من وکیل ندارم، طرف مقابلم وکیل دارد،  نکند خدایی ناکرده این وکیل حق را ناحق کند، به همان میزانی که آثار مثبت دارد، کار قاضی و وکیل،  اگر به مسئولیت خودمان،  اگر بر اساس آن سوگندی که یاد کردیم عمل نکنیم،  خدایی ناکرده، آثار بسیار نامطلوب و مضر دارد، برای فرد و جامعه، آسیب هایی که برای قاضی و وکیل هست، با بسیاری از آفت هایی که در سایر مشاغل است متفاوت است.
 
برای وکیل و قاضی، کافی نیست که، آن مقدار از عفت نفس و تقوا داشته باشد که به طرف گناه نرود، در خیلی از مشاغل کافی است انسان آن مقدار پرهیزکار باشد که به سمت گناه نرود اما بعضی از مشاغل هست،  از جمله کار من و شمای قاضی و وکیل و کارشناس، که نه تنها نباید به سمت گناه نرویم، باید چنان قدرت نفسی داشته باشیم که وقتی با حیله و با تقلب و با وسوسه های شیطانی، انسی، جنی، گناه را به طرف ما می-آورند،  گناه را در دامن ما قرار می¬دهند، گناه را به سمت ما هل می¬دهند، ما آنچنان توانی داشته باشیم که بتوانیم، پس بزنیم، ما با چه کسی سر و کار داریم، آنها بعضی هایشان می¬آیند و وسوسه می¬کنند، بعضی از آنها به اشکال مختلف وسوسه می¬کنند، وسوسه هایی که برای یک قاضی می¬شود، غیر از وسوسه ای است که برای یک آدم عادی می¬شود، برای فردی در آموزش و پرورش می¬شود، برای فردی در فلان دستگاه دولتی دیگری می¬شود، برای وکیل هم همینطور، خیلی از اوقات، وکیل و کسی که به او مراجعه کرده، موکل، مشتری، کسی که به او مراجعه کرده است، غیر از او و خدا هیچ کس نیست، اوست و خدای خودش، در یک خلوتگاه، و وسوسه های شیطانی، پول، شهوت و سایر مسائل، ما خیلی باید بیش از افراد دیگر مراقب باشیم، قاضی در حال تحقیق خودش است و طرف مقابل و خدا ، وکیل است و پرونده و احد دیگری نیست، شهوت هست،  دنیا هست، شیطان هست، شیطان صفت ها هم هستند، باید توجه داشت، در لا به لای عرایضم اشاره کردم، یک وکیل کافی نیست که فقط توان علمی داشته باشد و صلاحیت عمومی، بله اینها صد درصد لازم است، اما وکیل خوب کسی است که دارای استعداد هم باشد، دارای ذکاوت هم باشد، دارای ریزبینی هم باشد، دارای دقت نظر هم باشد، دارای احساس مسئولیت بالا هم باشد،  نه احساس مسئولیت معمولی، اگر تیزبین نباشد، اگر دقیق بین نباشد، اگر احساس مسئولیت نکند، اگر وقت نگذارد، اگر با استعداد نباشد، اگر با ذکاوت نباشد، ممکن است برای کشف حقیقت، و برای رساندن حق به ذی حق خدایی نکرده یک جایی کم بیاورد، که به نظر من این هم لازم و ضروری است. 
من یک توصیه دارم، مرکز امور وکلا و کارشناسان قوه قضاییه، کانون وکلا، و کانون کارشناسان، نسبت به چند چیز اهمیت بدهند : یک ؛ در جذب افراد بالکفایه. یک سوال مطرح است که آیا واقعا این مقدار وکیل، اعم از  آنهایی که کانون وکلا و مرکز امور وکلا جذب می¬کند، کافی است یا کافی نیست؟ می¬خواهم بگویم که خود آقایان تلاش کنند اگر واقعا کم است، برای خدمت رسانی بیشتر به مردم، و خدمت بهتر به مردم، و سهولت دسترسی مردم، به کارشناس، به وکیل، به حقوقدان! باید ترتیبات بهتری دهیم که وکیل بیشتری جذب و به کار گرفته شوند، اگر کم است. (من حالا قضاوتی ندارم)
نکته دومی که باید مرکز امور وکلا و کانون وکلا و کانون کارشناسان، به او اهتمام داشته باشند، همانطوری که عرض کردم، افراد صاحب صلاحیت، از جهات مختلف را جذب کنند؛ ممکن است کسی خوب درس خوانده است، خب در آزمون هم شرکت می-کند و نمره بالایی هم می¬آورد، یک سری صلاحیت عمومی هم شاید داشته باشد، سوء شهرت ندارد، سابقه کیفری ندارد، و از این قبیل مسایل که باید باشد، اما واقعا به درد وکالتی که بخصوص در نظام جمهوری اسلامی وکالت به حق می خواهد بکند و نمیخواهد نگاهش این نباشد که به هر شکلی شده فقط موکل خودش را پیروز از قضیه بیرون بیاورد، و میخواهد حقیقتاً آنچه را که به حق است وکالت کند، آنچه را که به حق است نظر دهد، این را ما باید در نظر  داشته باشیم، جناب آقای مومنی لابه لای فرمایشاتشان فرمودند، حتما باید نظارت باشد، مگر هیچ  کدام از ما می¬توانیم بدون نظارت باشیم؟ و مگر نظارت بد است؟ مگر می¬خواهیم چه کاری بکنیم که از نظارت می¬ترسیم، شاید برخی از وکلای کمی مسن تر خبر داشته باشند که ما در ابتدای انقلاب به این معنا در دادگاه های انقلاب وکالت نداشتیم، از سال 62 به بعد که بحث وکالت در مجلس مطرح شد و الی آخر، من جزء کسانی بودم که در دادگاه انقلاب اصرار داشتم که وکیل باید باشد، بعضی از همکارانمان می¬گفتند که اینها می¬آیند مزاحم می¬شوند، گفتم آقا ما چکار می¬خواهیم کنیم؟ مگر ما نمی¬خواهیم به حق قضاوت کنیم؟ این وکیل می¬آید چکار می¬کند؟خب ممکن است من یک قانونی را واقعاً ندیده باشم، آن وکیل دیده! من را راهنمایی می¬کند. یک قانون را من یک نگاه ابتدایی کرده ام، یک برداشت کرده ام، وکیل می¬گوید از این قانون یک برداشت دیگر می¬شود کرد، متذکر می¬شود،  من  به محض اینکه دقت می¬کنم می¬بینم  راست می¬گوید ممکن است یک جایی عامی بوده، بعدا تخصیصی خورده! من از آن تخصیص اطلاع ندارم، وکیل متذکر می¬شود، اطلاقی داشته ایم، قیدی خورده، متذکر می¬شود قرائن منفصله ای هست، متذکر می¬شود، یک سندی یا یک برداشت از چشم من مخفی مانده است، آن را متذکر می¬شود. مگر وکیل چه کاری می¬کند؟ وکیل به من کمک می¬کند، در آن قضای به حقی که مورد عنایت پروردگار است، همیشه دنبال این بوده ام که حتما وکیل بیاید بسیار مفید و موثر است، در مرحله اول برای قاضی موثر است، اگر خدایی ناکرده وکیل نیامد، ما از روی غفلت، از روی کم توجهی از روی بی دقتی، حکمی را صادر کردیم. اگر تقصیر داشته باشیم که خب معلوم است، ضامن هستیم، خسارت باید بپردازیم، گناه هم کرده ایم اگر قصور هم داشته باشیم باز هم اثر وضعی خودش جایی نرفته، تقصیر هم نداشته باشد باید بیت المال بدهد،  بنابراین، اگر کانون وکلا بخواهد نظارت کند، مرکز امور وکلا بخواهد نظارت کند، کس دیگری بخواهد نظارت کند، این نباید واقعا برای ما ثقیل باشد، بلکه به نظر من باید از این ناحیه استقبال کنیم، کانون وکلا، مرکز امور وکلا و کارشناسان مخصوصاً جناب آقای مومنی، حتماً هم استقبال می-کنند. حتما نظارت انجام شود، من داخل پرانتز عرض کنم واقعا یکی از گرفتاری های پرونده ها در مورد کارشناسی های متعدد با اختلاف نظرهای فراوان ، یکی از معضلات است. یک ساختمان که مبانی اش نباید خیلی متفاوت باشد، قدمت آن مشخص است، وسایل و ابزاری که به کار رفته است مشخص است، منطقه ای که در آن قرار گرفته مشخص است، اطرافش چه چیزی است؟ مدرسه است! جایی است که اشراف دارد!  مواردی که همه قابل مشاهده و کاملا روشن است، یک نفر می¬آید یک ساختمان را یک قیمت می¬گذارد، اعتراض می¬شود. کارشناس های بعدی می¬آیند ده برابر آن قیمت می-گذارند، با یک فاصله زمانی کم، خب چرا؟ قاضی بر اساس کدام تصمیم بگیرد؟ درست است که کارشناسی موضوعیت ندارد، طریقیت دارد و  قاضی هم می¬تواند از طرق دیگر علم حاصل کند، اما گاهی وقت ها منحصر به فرد می¬شود گاهی وقت ها قاضی چاره ای ندارد باید به این نظر کارشناسی عمل کند،  اگر کار کارشناسی دغدغه داشته باشد صحیح است یا نیست؟
این لایحه وکالت لایحه ایست که با دقت تنظیم شده است یا نه؟  یکی از وظایفی که به نظرم می¬رسد،  و توصیه می¬کنم حداقل به این مجموعه خودمان، حتما نظارت داشته باشند و این نظارت ها مفید است برای مجموعه، اگر خدایی ناکرده یک جایی  یک کسی از عمد یا غیر عمد کاری را بکند، نظارت می¬کنیم، تذکر می¬دهیم، رفع می¬کنیم تا یک جامعه شریف مورد خدشه واقع نمی¬شود.
 فراهم نمودن بستر لازم برای توزیع مناسب کار؛ بعضی از وکلا هستند مراجعات به آنها خیلی زیاد است پرونده های عدیده ای به آنها داده می¬شود حق الوکاله های گزاف و بالایی هم می¬گیرند وکیلی هم هست که اصلا پرونده به او نمی¬رسد و مراجعه ای ندارد. در روز 22 بهمن یک خانمی جلوی من را گرفت، گفت شوهر من وکیل است واقعا الان چند ماه است کسی به او مراجعه نکرده است ما چه کنیم؟ من نمی گویم که این بستر را چگونه فراهم کنند، وقتش نیست، ولی به صورت کلی عرض می¬کنم آیا همه کسانی که مراجعه زیاد به آنها می¬شود و بعد هم حق الوکاله های آنچنانی می¬گیرند در یک پرونده 10 میلیارد می¬گیرد – ده میلیارد تومان- همه ی آنها بر اساس توانایی و استعداد شخصی شان است یا برخی چیز های دیگر دخالت دارد؟ آیا واقعا آن فردی که به او مراجعه نمی-شود یا کم به او مراجعه می¬شود، به لحاظ عدم توانایی است؟ به خاطر احساس مسئولیت نکردنش است؟ به خاطر اینهاست یا به خاطر چیزهای دیگری است؟ کانون وکلا و مرکز امور وکلا می¬توانند در این زمینه موثر باشند، این بستر  را فراهم کنند که بالاخره یک تعادلی  و یک تناسبی ایجاد شود، درست است که بخش خصوصی است و هرکسی به هر شخصی که می¬خواهد میتواند مراجعه کند،  طبیعی است برخی از افراد استعداد و توانایی و حذاقت بیشتری دارند، همه اینها را قبول دارم، اما آیا ممکن است به یک وکیل با توانایی های خوب و با وقت گذاشتن خوب  و احساس مسولیت خوب در طول سال چهار تا پنج پرونده بیشتر مراجعه نشود، با حق الوکاله های کم، اما دیگری آنقدر سرش شلوغ است ، 10 نفر هم به کار می¬گیرد با واسطه هایی حق الوکاله در یک پرونده 10 میلیارد تومان !!
 عرض آخرم حمایت از وکلا و کسانی است که با مشکل مواجه می¬شوند و کسانی که احیاناً توانایی لازم را ندارند، کانون وکلا، مرکز امور وکلاء، یک ساز و کاری داشته باشند که بتواند به افرادی که نیازمند هستند واقعا به یک نحوی کمک شود.
من مجدداً از همه حضار محترم، از خانم ها و از آقایان از میهمانان گرامی، از همکاران بزرگوارم که از قوه قضاییه آمدند، از نماینده محترم مجلس جناب آقای ملکشاهی که تقبل زحمت فرمودند و اول صبح آمدند، از خانم محترمی که از طرف ریاست محترم جمهوری، از طرف دولت تشریف فرما شدند، و جناب آقای آوائی که زحمت کشیدند از نهاد ریاست جمهور تشریف آوردند و سایرین تشکر وافر دارم، و السلام علیکم  و رحمت الله و برکاته.

Powered By DAKFA